محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4799
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« تسلط يافتى « وى از روى سفاهت و ترس « خويش را به هلاكت افكند « كه از خلافت نصيبى براى وى مقرر نبود « صاحبان طمع از وى پشتيبانى كردند « اما سيل حادثه آنها را ببرد « وقتى دروغ گفتند و ستم آوردند « ابليس را مىخواندند « اما گمراهى آور زبون پاسخشان نداد « مطيعان شيطان بودند كه پشت بكرد « و گروهى از آنها به دنبال وى روان شدند « خلافت را كسان به تو ندادند بلكه خداى جليل آن را به تو داد « ميراث محمد از آن شماست « كه وقتى ريشه هاى حق برفت « شما ريشه هاى آن بوديد . » محمود بن معمر بن ابو الشدائد فزارى گويد : وقتى محمد قيام كرد و عيسى به مقابلهء وى روان شد ، ابو الشدائد خطاب به وى شعرى گفت به اين مضمون : « اسبان تندرو عيسى را سوى تو مىآورد . « پس شتاب ميار » عيسى گويد : محمد سبزهء تيره رنگ و سياه چرده بود و تنومند و بزرگ جثه و به سبب رنگ تيره اش وى را قيرى لقب داده بودند و ابو جعفر او را محمم ( سياه ) مىناميد .